اين اعتراف روشني است از شيخ سعيد حوي مبني بر اينكه تعدد مذاهب از جملهشيعه، بر اساس اسلاميت مردم و دينشان، خدشهاي وارد نميكند و شيعيان دردارالاسلام بايد از خودشان اميري داشته باشند! استاد انور الجندي، انديشمند مسلمان در كتاب « الاسلام و حركة التاريخ» ميگويد: « تاريخ اسلام سرشار ازاختلافات وانتقادات فكري وكشمكش سياسي ميان سني و شيعه بود. بيگانگان متجاوز، از دوران جنگهاي صليبي تا به امروز، كوشيدهاند به اين اختلاف دامن زده و تاثير آن را عميق تر سازند تا جهان اسلام يكپارچه نشود. حركت غرب گرايي عامل دو دستگي ميان شيعه وسني و جدايي و دشمني آنان بود. سنيها و شيعيان همگي متوجه اين توطئهها شده وبراي كمتر كردن فاصله اختلاف، كوشيدهاند».
آيا اكنون معلوم ميشود كه چه گروهي اين فتنه حرام را بر ميانگيزد و چه كسي ازآنسود ميجويد؟ استاد جندي سپس به جدا سازي شيعيان از گزافه گويان ـ غلات ـدعوت مينمايد: « حق است كه پژوهشگر در جداسازي ميان شيعيان وغلات بايد بيدار باشد، اينان همانهايي هستند كه خود امامان شيعه بر آنها تاختهاند و نسبت به دسائسآنها هشدار دادهاند.»35
دكتر عرفات عبدالحميد استاد فلسفه اسلامي دانشگاه بغداد هم در كتاب خود برهمين نكته تاكيد دارد: « ازاين رو درج تعليمات گزافه گويان و غلات زير اصطلاح شيعيان، چيزي جز تحريف ننگ آور نيست و از همين جا بطلان احكام ظالمانهاي كه بعضيها برضد شيعيان صادر كردهاند و تصويرهاي غير واقعي كه از آنان ترسيم نمودهاند، ازجمله سخنان گولدزويهر، وينبرگ، فردلندر، احمد امين و ديگران ـ درباره تشيع، نمايانميگردد.»36
استاد سميح عاطف زين، كه صاحب آثار اسلامي بسياري است، كتابي تحت عنوان« المسلمون .. من هم ؟» ـ مسلمانان .. چه كساني هستند؟ ـ نوشته و در آن به بررسيموضوع شيعه و سني ميپردازد و در ضمن آن ميگويد:
« بر شما خواننده گرامي پنهان نميكنم كه آنچه موجب تاليف اين كتاب شده دودستگي كوركورانه موجود در جامعه امروزي ماست. بويژه دودستگي موجود ميان مسلمان شيعه و مسلمان سني كه ميبايست به همراه ناآگاهي از ميان ما رخت برميبست، ولي متاسفانه هنوز پارهاي از ريشههاي آن دربين افراد بيمار وجود دارد، زيراكاشت آن از سوي گروهي كه بر اساس دودستگي و دسيسه بازي دشمنان اين دين، برجهان اسلام حكومت راندند و سود جوياني كه زالووار با خون ديگران زندگي ميگذراندند، بسيار دقيق و محكم بود و من اي برادر مسلمان شيعي! و اي برادر مسلمانسني! مهمترين واقعيتهاي اختلاف راكه هيچگاه اختلاف بر سر قرآن و سنت نبود، بلكهاختلاف بر سر درك قرآن و سنت بود، بازگو خواهم كرد.»37
استاد سميح عاطف زين در پايان كتاب خود ميگويد: « پس از اينكه مهمترين دلايلي كه اين امت را از هم پاشيد شناختيم، اين كتاب را با اين سخن به پايان ميرسانيم كه ما بهعنوان افرادي مسلمان بويژه در اين دوران، وظيفه داريم انحراف كساني كه مذاهب اسلامي را وسيلهاي براي گمراه سازي و افزايش شك و ترديد قرار دادهاند، تصحيحكنيم و روحيه فرقه گرايي ناپسند را پاكسازي نمائيم و راه را به روي كساني كه خصومت در دين را رواج ميدهند ببنديم تا مسلمانان، چنانكه بودند، به صورت گروهي يكپارچه و يكدل و يكصدا در آيند نه گروههاي متعدد و از هم گسيخته و متخاصم».38
استاد ابوالحسن ندوي از علماي معروف هند، آرزو ميكند كه ميان شيعه و سنينزديكي ايجاد شود. وي به مدير يك مجله اسلامي ميگويد: « اگر اين كار ـ تقريب ـ انجامشود، انقلابي بينظير در تاريخ تجديد انديشه اسلامي به وقوع خواهد پيوست.»39
استاد صابر طعيمه در كتاب خود ميگويد: « حق است گفته شود كه در اصول كلّيميان شيعه و سني اختلافي وجود ندارد، آنان همگي بر سر توحيد ـ و اصول ـ اتفاق نظردارند، اختلاف آنها در فروع است كه با اختلافات موجود در بين خود مذاهب سني( شافعي و حنفي و...) همانندي دارد. آنان اصول دين را آنچنانكه در قرآن كريم و سنتآمده است، قبول دارند و به هر آنچه بايد بدان ايمان داشت ـ و خروج از آن احكام ضرورتاً دين را باطل ميسازد ـ ايمان دارند. در واقع شيعه وسني دو مذهب از مذاهب اسلامند كه ازكتاب خدا و از سنت پيامبر الهام ميگيرند».40
دكتر علي سامي نشار، استاد كرسي فلسفه اسلامي در دانشگاه اسكندريه وموءلفكتاب « شهداء الاسلام في عهد النبوه» در كتاب ديگر خود ميگويد:« انديشههاي فلسفيشيعه اثني عشري جملگي اسلامي محض است، ولي اگر از اين گروه از فرقههاي شيعهصرف نظر كنيم، مسلكهاي متعددي براي عناصر نفوذگر بيگانه در انديشه اسلامي خواهيم يافت». دكتر نشار سپس ميافزايد: « ميتوانم بگويم كه اعتقادات اثني عشريه عصرما تقريبا با اعتقادات پيشينيان اهل سنت تفاوتي ندارد و ميليونها نفر از تودههاي اهل سنت به مذهب خلف اعتقاد دارند».41
دكتر محمد شريف رئيس كميسيون احياي ميراث فرهنگي اسلامي و مشاور وزارت اوقاف و امور ديني عراق، در مصاحبهاي ميگويد:« ايرانيها همانند ما مسلمانند و با پيوندهاي دين و همسايگي، ما ارتباطي تاريخي با آنان داريم و بايد روابط ميان دو ملت عراق و ايران، بر اساس اخوت ديني و عرفهاي بين المللي پي ريزي شود.»42
دانشمندان « علم اصول فقه» اعتقاد دارند كه « اجماع» اگر مجتهدان شيعه همگي درآن موافقت نكنند حاصل نميشود، همچنانكه اجماع حاصل نميشود اگر مجتهدان سني جملگي در امري موافقت نكنند... استاد عبدالوهاب خلاف در كتاب «علم اصولالفقه» ميگويد:« اجماع چهار ركن دارد كه از نظر شرعي تحقق نمييابد مگر با تحقق آن چهار ركن و دومين ركن، اين است كه در حكم شرعي، درباره واقعهاي، همه مجتهدانمسلمان در وقت وقوع آن توافق كنند، صرف نظر از كشور يا نژاد يا فرقه آنان. يعني اگر درمورد حكم شرعي واقعهاي، تنها مجتهدان حرمين يا تنها مجتهدان عراق يا مجتهدان حجاز يا مجتهدان اهل سنت، بدون مجتهدان شيعه، توافق نكنند، اين اتفاق در مورد اجماع، شرعا صدق نميكند، زيرا « اجماع» منعقد نميشود مگر با توافق عمومي ميان همه مجتهدان جهاناسلام در دوران حدوث واقعه. و البته نظريه غير مجتهدان در اين زمينه معتبر نيست.»43
پس اگر موافقت شيعيان براي دستيابي به اجماع مسلمانان لازم است، آيا آنان پس ازاين هم بمثابة كافراني گمراه! ميمانند كه به آتش جهنم دعوت ميشوند؟!
استاد بزرگ احمد ابراهيم بك ـ استاد شلتوت و ابوزهره و خلاف ـ در كتاب « علماصول الفقه ...» خود در فصل تاريخ تشريع ـ قانونگذاري ـ ميگويد: « شيعه اماميه مسلماناني هستند كه به خدا، پيامبر و قرآن و هر آنچه محمد (ص) آورده است، ايمان دارند و مذهب آنان در سرزمين ايران حاكم است» و سپس ميافزايد: « از ميان شيعه اماميه در دورانهاي قديم و معاصر، فقهاي بسيار بزرگ و علماي بسياري در هر رشتهاي بر خاستهاند. آنان ژرف انديشاند و اطلاعات وسيعي دارند، تاليفات آنان به صدها هزارميرسد و من بر بسياري از آن آگاهي يافتهام» وي سپس در حاشيه همان صفحه ميگويد: « در ميان شيعيان غلاتي هم يافت ميشوند كه با اعتقادات خود از حوزه اسلام بيرون رفتهاند، ولي آنها از سوي تودههاي شيعه اماميه، مورد توجه نيستند.»44
دكتر علي عبدالواحد وافي رئيس دانشكده علوم تربيتي دانشگاه الازهر و عضومجمع جهاني جامعه شناسي در كتاب ارزشمند خود « بين الشيعه و اهل السنه»مينويسد: « در اين بحث بدون تعصب، ميان ما و آنان هر قدر از نظر ظاهر بزرگ به نظر ميرسد در بالاترين وضعيت خود، از دايره اجتهاد مجاز خارج نميشود».
وي راجع به هدف از نگارش كتاب خود ميگويد: « هدف تقريب ميان فرقههاي اهل سنت و فرقههاي جعفري است و بيان اينكه اختلاف ميان آنان اختلافي اجتهادي است كه اسلام آن را جايز بلكه از آن استقبال نموده است و اين درست نيست كه به قطع رابطه يا دوري دعوت كند».
در پايان كتاب، دكتر وافي ميگويد: « در اين بحث بدون تعصب و جانبداري خاصي وبراي جستجوي واقعيت از هيچ تلاشي دريغ نورزيدهايم و براي شيعيان هر آنچه بايد صحيح شناخته شود صحه گذارديم و بر هر آنچه صحيح نيست ايراد گرفتيم، ولي دربخش اخير چيزي نديدهايم كه آنان را از دايره اسلام خارج كند.»45
استاد محمد حسن اعظمي رئيس دانشكده زبان عربي كراچي در كتاب خودمينويسد: «شيعه اماميه اثني عشريه شهادت ميدهند كه : لااله الاالله و او واحد ويكتاست، نه ميزايد و نه زائيده شده است و هيچ چيز چون او نيست و محمد (ص) پيامبر خداست كه از نزد او، حق را آورده است و بر صدق پيامبران گواهي داده است.آنها شناخت آن را با دليل و برهان واجب ميدانند و به تقليد بسنده نميكنند و به همهپيامبران الهي و تمام آنچه از خداوند آوردهاند، ايمان دارند و ميگويند كه علي و يازده فرزندان وي در خلافت بر هر كس ديگري برتري دارند و آنان بهترين خلق خدا پس ازپيامبر خدا(ص) هستند و فاطمه زهرا بانوي زنان دو جهان است. آنان اگر در اين حرف برحق باشند جاي بحث نيست وگرنه، گفتار آنان، نه موجب كفر ميشود نه فسق.»46
صفحات -> 1 - 2 - 3