• صفحه اصلي
  • زندگينامه
  • كتابها
    • كتب فارسي
    • كتب عربي
    • دانلود كتاب
  • مقالات
    • سياسي
    • فرهنگي
    • تاريخي
  • مصاحبه
    • سياسي
    • فرهنگي
    • تاريخي
  • خاطرات
    • علما و مراجع
    • شخصيت هاي داخلي
    • شخصيت هاي بين المللي
  • آلبوم
    • شخصيتهاي بين الملي
    • شخصيتهاي ايراني
    • علما و مراجع
    • كنفرانسها
    • مصر
    • واتيكان
    • متفرقه
  • ويژه نامه
  • اخبار
    • اخبار سايت
    • اخبار فرهنگي
  • پيوندها
  • تماس با ما

ويژه نامه

يادمان استاد خسروشاهي رحمت الله عليه
يادمان استاد خسروشاهي رحمت الله عليه

تبليغات

پايگاه اطلاع رساني مركز بررسي هاي اسلامي جستجوي كتاب در كتابخانه مركز بررسي هاي اسلامي نرم افزار مجموعه آثار استاد خسروشاهي در نور فروش اينترنتي كتب انتشارات كلبه شروق

موضع گيري علماي جهان اسلام درباره تشيع

موضوع مقاله : سياسي ,


اما علي‌رغم‌ اين‌ موضعگيري‌ امام‌ رازي‌، بيائيد نظر نويسنده‌ "الفرق‌ بين‌ الفرق‌" را درباره‌ شيعه‌ اماميه‌ بشنويم‌. وي‌ مي‌گويد: " زيديه‌، اماميه‌ وغلات‌ بصورت‌ فرقه‌هايي ‌پراكنده‌ شدند، هر فرقه‌ ديگري‌ را به‌ كفر متهم‌ مي‌نمود وتمام‌ فرقه‌هاي‌ غلات‌، از فرقه‌هاي‌ اسلام‌ خارج‌اند، اما فرقه‌هاي‌ زيديه‌ و اماميه‌، جزو فرقه‌هاي‌ امت‌ به‌ شمارمي‌آيند".15

در دوران‌ معاصر جماعت‌ " تقريب‌ بين‌ مذاهب‌ اسلامي‌" كه‌ با شركت‌ امام‌ شهيدحسن‌ البنا، شيخ‌ الازهر ومرجع‌ اعلاي‌ افتاء، امام‌ اكبر عبدالمجيد وامام‌ مصطفي‌عبدالرزاق‌ وشيخ‌ محمود شلتوت‌ تشكيل‌ گرديد، استاد سالم‌ بهنساوي‌ ـ يكي‌ ازانديشمندان‌ اخوان‌ المسلمين‌ ـ در كتاب‌ خود درباره‌ آن‌ مي‌گويد: "از زمان‌ تاسيس ‌جماعت‌ تقريب‌ بين‌ مذاهب‌ اسلامي‌ كه‌ امام‌ حسن‌ البناء وامام‌ ـ محمد تقي‌ ـ قمي‌ در آن ‌سهيم‌ بودند، همكاري‌ ميان‌ اخوان‌ المسلمين‌ و شيعيان‌ برقرار است‌ واين‌ امر به‌ ديدارشهيد نواب‌ صفوي‌ از قاهره‌ در سال‌ 1954 م‌ انجاميد"16 وي‌ باز در همان‌ صفحه‌ ازكتاب‌ خود مي‌نويسد: «.. واين‌ جاي‌ شگفتي‌ ندارد، زيرا خط‌ مشي‌ هر دو گروه‌، به‌ اين‌همكاري‌ مي‌انجامد."

استاد عمر تلمساني‌ مرشد كل‌ اخوان‌ در كتاب‌: « الموهوب‌ ـ حسن‌ البنا» مي‌نويسد:"دلسوزي‌ حسن‌ البنا براي‌ اتحاد مسلمانان‌ تا آن‌ حد بود كه‌ وي‌ قصد برگزاري‌ كنفرانسي‌را داشت‌ كه‌ رهبران‌ همة‌ مذاهب‌ اسلامي‌ را گردهم‌ آورد، شايد از اين‌ رهگذر خداوندآنان‌ را به‌ راهي‌ هدايت‌ كند كه‌ مانع‌ از اتهام‌ يكديگر به‌ كفر شود، بويژه‌ آنكه‌ قرآن‌ ما، دين‌ما، پيامبر ما (ص‌) و خداي‌ همة‌ ما يكي‌ است‌. وي‌ بدين‌ منظور از حضرت‌ شيخ ‌محمد تقي‌ قمي‌ يكي‌ از بزرگان‌ علما و رهبران‌ تشيع‌، به‌ مدتي‌ نه‌ چندان‌ كوتاه‌، پذيرايي ‌كرد".17

چنانكه‌ معروف‌ است‌ امام‌ البنا با آيت‌ الله كاشاني‌ نيز به‌ هنگام‌ حج‌ّ ـ1948 م‌ ـ ديداركرد و تفاهمي‌ ميان‌ آن‌ دو پديد آمد. يكي‌ از شخصيتهاي‌ امروز اخوان‌ المسلمين‌ وازشاگردان‌ امام‌ شهيد، به‌ نام‌ استاد عبدالمتعال‌ جبري‌ در كتاب‌ خود "لماذا اغتيل‌ حسن‌البنا" چرا حسن‌ البنا ترور شد ـ به‌ نقل‌ از " روبير جاكسون‌" درباره‌ اهميت‌ اين‌ ديدارمي‌گويد:" اگر عمر اين‌ مرد ـ حسن‌ البنا ـ طولاني‌ مي‌شد، كارهاي‌ بسياري‌ براي‌سرزمينهاي‌ اسلامي‌ انجام‌ مي‌گرفت‌، بويژه‌ اگر حسن‌ البنا وآيت‌ الله كاشاني‌ موفق ‌مي‌شدند كه‌ اختلاف‌ ميان‌ شيعه‌ وسني‌ را از ميان‌ بردارند، اين‌ دو در سال‌ 1948م‌ در مراسم‌ حج‌ با هم‌ ديدار كردند و ظاهرا به‌ تفاهم‌ دست‌ يافته‌ و به‌ نقطة‌ توافق‌ اصلي ‌رسيدند، اما حسن‌ البنا زود هنگام‌ ترور شد."18 استاد جبري‌ سپس‌ توضيح‌ مي‌دهد:" روبير راست‌ مي‌گويد و با آن‌ درك‌ سياسي‌، نتيجة‌ تلاشهاي‌ امام‌ در تقريب‌ ميان‌ مذاهب‌اسلامي‌ را دريافته‌ است‌، ولي‌ اگر وي‌ از نزديك‌ از نقش‌ بزرگ‌ امام‌ در اين‌ زمينه‌ ـ كه‌ دراينجا فرصت‌ بحث‌ آن‌ نيست‌ ـ آگاه‌ مي‌شد، چه‌ مي‌گفت‌؟".19

استاد عمر تلمساني‌ در كتاب‌ خاطرات‌ خود كه‌ اخيرا چاپ‌ شده‌ است‌، مي‌نويسد: "تاآنجا كه‌ من‌ به‌ ياد دارم‌، آقاي‌ قمي‌ ـ كه‌ شيعي‌ مذهب‌ است‌ ـ در دهه‌، چهل‌ ميهمان‌ اخوان ‌در دفتر مركزي‌ بود، در آن‌ زمان‌ امام‌ شهيد مجدانه‌ در جهت‌ تقريب‌ بين‌ مذاهب‌ اسلامي ‌تلاش‌ مي‌كرد، تا دشمنان‌ اسلام‌ از پراكندگي‌ بين‌ مذاهب‌ در راستاي‌ نفوذ وتلاش‌ براي‌تجزيه‌ وحدت‌ اسلامي‌، سوء استفاده‌ نكنند. روزي‌ از وي‌ درباره‌ ميزان‌ اختلاف‌ ميان‌ اهل‌تسنن‌ وتشيع‌ سئوال‌ كرديم‌، وي‌ ما را از ورود در چنين‌ مسائل‌ پيچيده‌اي‌ نهي‌ كرد، وگفت‌: سزاوار نيست‌ كه‌ مسلمانان‌ خود را با اين‌ مسائل‌ سرگرم‌ سازند، در حاليكه‌ آنهاخود در حال‌ جدايي‌ هستند ودشمنان‌ اسلام‌ مي‌كوشند آتش‌ آن‌ را شعله‌ ور كنند! به‌ايشان‌ گفتيم‌: ما به‌ دليل‌ تعصب‌ يا براي‌ گسترش‌ فاصلة‌ اختلاف‌ ميان‌ مسلمانان‌، ازموضوع‌ سئوال‌ نمي‌كنيم‌، بلكه‌ براي‌ آگاهي‌ بيشتر مي‌پرسيم‌، البته‌ آنچه‌ كه‌ بين‌ اهل‌ تسنن ‌وتشيع‌ است‌، در تاليفات‌ بي‌شماري‌ آمده‌ است‌ وما وقت‌ زيادي‌ نداريم‌ كه‌ بتوانيم‌ در آن‌ منابع‌ تحقيق‌ كنيم‌. امام‌ شهيد ( رضوان‌ الله عليه‌) گفت‌: بدانيد كه‌ اهل‌ تسنن‌ وتشيع ‌جملگي‌ مسلمانند و كملة‌ لااله‌ الا الله ومحمد رسول‌ الله آنان‌ را گردهم‌ مي‌آورد واين‌ اصل‌اعتقاد است‌ كه‌ سني‌ها و شيعيان‌ در آن‌ يكسانند وتوافق‌ دارند، واختلاف‌ در مواردي ‌است‌ كه‌ تقريب‌ ميان‌ آنها، امكان‌ پذير است‌."20

پس‌ در واقع‌ ما در جمعبندي‌ خود به‌ اين‌ نتيجه‌ مي‌رسيم‌ كه‌ موضع‌ امام‌ شهيد حسن‌البنا، اين‌ چنين‌ بوده‌ است‌:

1ـ هر فرد سني‌ وشيعه‌، بايد يكديگر را برادر مسلمان‌ خود بداند.
2ـ تفاهم‌ و وحدت‌ بين‌ آنان‌ ورفع‌ اختلافات‌، كاملا مقدور وممكن‌ است‌ و اين ‌ وظيفه‌ حركتهاي‌ اسلامي‌ بيدار وآگاه‌ معاصر است‌ كه‌ در تحقق‌ آن‌ بكوشند.
3ـ خود امام‌ شهيد در اين‌ راستا، به‌ كوشش‌ وسيعي‌ دست‌ زد و چگونگي‌ اين‌ موضوع‌ را، " دكتر اسحق‌ موسي‌ الحسيني‌" در كتاب‌ خود، نقل‌ كرده‌ است‌.21

... پيش‌ از آنكه‌ يكبار ديگر به‌ مسئلة‌ « جماعة‌ التقريب‌» بپردازيم‌، بد نيست‌ اشاره‌ كنم ‌كه‌ رهبر يا "مراقب‌ عام‌" اخوان‌ المسلمين‌ در " يمن‌"، يك‌ شيعه‌ زيدي‌ است‌ به‌ نام‌ استادعبدالمجيد زنداني‌ كه‌ چندي‌ قبل‌، در سال‌ 1958 ـ براي‌ ايراد سخنراني‌ درباره‌ اعجازقرآن‌، به‌ قاهره‌ دعوت‌ شد وسخنرانيهاي‌ پرارزشي‌ را ايراد نمود. البته‌ علاوه‌ بر وي‌، بسياري‌ از اعضاي‌ سازمان‌ اخوان‌ المسلمين‌ در يمن‌ شمالي‌، از اهل‌ تشيع‌ هستند.22

در مورد جماعت‌ تقريب‌، امام‌ شيخ‌ محمود شلتوت‌ مي‌گويد: « به‌ عنوان‌ يك‌ روش ‌صحيح‌، به‌ انديشه‌ تقريب‌ ايمان‌ آوردم‌ واز روز اول‌ در آن‌ جماعت‌ شركت‌ جستم‌». وسپس‌ به‌ گفتار خود چنين‌ ادامه‌ مي‌دهد: «اينك‌ الازهر بر اساس‌ اعتقاد به‌ اين‌ اصل‌ عمل ‌مي‌كند، اصل‌ تقريب‌ ميان‌ دارندگان‌ مذاهب‌ گوناگون‌ و مقرر مي‌دارد كه‌ فقه‌ مذاهب‌اسلامي‌ چه‌ سني‌ وچه‌ شيعي‌، بر اساس‌ دليل‌ وبرهان‌ وبه‌ دور از تعصب‌ به‌ فلان‌ و بهمان‌، مورد مطالعه‌ قرار گيرد».23

شيخ‌ محمد غزالي‌ در توضيح‌ فتواي‌ سلتوت‌ ( درباره‌ جواز تقليد از مذهب‌ شيعه‌ درمسائل‌ فقهي‌ مانند مذاهب‌ اربعه‌) در كتاب‌ "دفاع‌ عن‌ العقيده‌ ..." مي‌نويسد: « يكي‌ ازمردم‌ عوام‌ نزد من‌ آمد وبا حالتي‌ بر افروخته‌ گفت‌: چگونه‌ شيخ‌ الازهر فتواي‌ خود راصادر كرد كه‌ شيعه‌ يكي‌ مذهب‌ اسلامي‌ مانند ساير مذاهب‌ شناخته‌ شده‌ است‌؟ به‌ وي‌ گفتم‌ :برادر ! من‌ آنان‌ را مي‌شناسم‌ و ديده‌ام‌ كه‌ نماز مي‌گزارند وروزه‌ مي‌گيرند همانطوري ‌كه‌ ما نماز مي‌گزاريم‌ و روزه‌ مي‌گيريم‌! وي‌ با شگفتي‌ گفت‌: چه‌ طور ممكن‌ است‌؟ به‌ وي‌گفتم‌: بلي‌! آنان‌ مانند ما قرآن‌ را مي‌خوانند وپيامبر را بزرگ‌ مي‌دارند وبه‌ حج‌ بيت‌ الله الحرام‌ مي‌روند...! گفت‌: به‌ من‌ گفته‌اند كه‌ آنان‌ قرآن‌ ديگري‌ دارند، وبه‌ كعبه‌ مي‌روند تا آن‌ را تحقير كنند! با نگاهي‌ از سر دلسوزي‌ به‌ وي‌ گفتم‌: شما معذوريد! بعضي‌ از ما شايعاتي‌ درباره‌ بعضي‌ ديگر رواج‌ مي‌دهد تا شخصيت‌ او را تخريب‌ واز جايگاه‌ او بكاهديعني‌ ما هم‌ درست‌ همان‌ كاري‌ را مي‌كنيم‌ كه‌ روسها با آمريكاييها و آمريكاييها با روسها، گويي‌ ما ملتهايي‌ دشمن‌ يكديگر هستيم‌ نه‌ يك‌ امت‌ واحده ‌» وي‌ سپس‌ مي‌گويد: بر ما ـ پرچمداران‌ اسلام‌ ـ است‌ كه‌ اوضاع‌ را تصحيح ‌ و توهمات‌ را از بين‌ ببريم‌ وگمان‌ مي‌كنم ‌فتواي‌ استاد شيخ‌ محمد شلتوت‌ گامي‌ بزرگ‌ در اين‌ راه‌ است‌ كه‌ مي‌تواند از سرگيري‌ تلاشهاي‌ افراد با اخلاص‌ از همه‌ رهبران‌ واهل‌ علم‌ باشد كه‌ پيش‌ بيني‌ خاور شناسان‌ رامبني‌ بر اينكه‌ « كينه‌ها پيش‌ از آنكه‌ صف‌هاي‌ امت‌ زير يك‌ پرچم‌ گرد آيد، آن‌ را در كام‌ خود فروخواهد برد» نقش‌ برآب‌ مي‌سازد... به‌ نظر من‌ اين‌ فتوا آغاز راه‌ و شروع‌ كار است‌».24

شيخ‌ محمد غزالي‌ در كتاب‌ ديگر خود « چگونه‌ اسلام‌ را درك‌ كنيم‌» مي‌نويسد:« عقايد متأسفانه‌ از پيامدهاي‌ آشوبهايي‌ كه‌ خواست‌ سياست‌ حكومت‌ها بوده‌، جان‌ سالم‌ به‌ در نبرده‌ است‌، زيرا هوسهاي‌ برتري‌ طلبي‌ وانحصار جويي‌ مطالبي‌ در باورها وارد كرده‌ كه‌ از اصول‌ آن‌ نيست‌، بدين‌ سان‌ مسلمانان‌ به‌ دو بخش‌ بزرگ‌ شيعه‌ وسني‌ تقسيم‌ شده‌اند، با اينكه‌ هر دو گروه‌ به‌ خداي‌ يكتا ايمان‌ دارند ورسالت‌ محمد(ص‌) را باور دارند ودر جمع‌آوري‌ عناصر اعتقادي‌ كه‌ دين‌ را كامل‌ مي‌گرداند وموجب‌ نجات‌ مي‌گردد، هيچ‌ يك‌ بر ديگري‌ برتري‌ ندارد»، وي‌ سپس‌ در همان‌ كتاب‌ مي‌گويد: « با اينكه ‌من‌ در بسياري‌ از احكام‌ فقهي‌، خود با شيعيان‌ اتفاق‌ نظر ندارم‌، ولي‌ هيچگاه‌ نظر خودم‌را به‌ عنوان‌ وحي‌ منزل‌ نمي‌دانم‌ كه‌ ديگري‌ در صورت‌ مخالفت‌ با آن‌ مرتكب‌ گناه‌ شود!موضع‌ من‌ در قبال‌ پاره‌اي‌ از آراي‌ فقهي‌ رايج‌ ميان‌ اهل‌ سنت‌ نيز همين‌ است‌».

غزالي‌ سپس‌ مي‌گويد: «سرانجام‌ شكاف‌ ميان‌ شيعه‌ وسني‌ را به‌ اصول‌ اعتقادي‌ ربط‌دادند! تا دين‌ يكپارچه‌، دو پاره‌ شود! تا آنجا كه‌ هر يك‌ در كمين‌ ديگري‌ نشسته‌ است‌، تااو را از پاي‌ درآورد»!25

بي‌ترديد هر كس‌ با يك‌ سخن‌، به‌ اين‌ پراكندگي‌ كمك‌ كند جزو كساني‌ است‌ كه‌ آيه‌شريفه‌ آنها را معرفي‌ مي‌كند: ان‌ّ الّذين‌ فرّقوا دينهم‌ وكانوا شيعا، لست‌ منهم‌ في‌ شي‌ء انّماأمرهم‌ الي‌ الله ثم‌ّ ينبّئهم‌ بما كانوا يفعلون‌ ... ( قرآن‌ سوره‌ انعام‌، آيه‌ 159). والبته‌ مي‌دانيم ‌كه‌ در مورد هر بحثي‌، به‌ سرعت‌ وآسان‌ مي‌توان‌ ديگري‌ را به‌ كفر متهم‌ نمود! وملزم‌كردن‌ حريف‌ به‌ كفر ورزي‌، در نتيجه‌ نظري‌ كه‌ وي‌ در گرماگرم‌ بحث‌ ابراز مي‌نمايد، كارآساني‌ است‌...» وي‌ سپس‌ مي‌افزايد: « وقتي‌ وارد عرصه‌ فقه‌ تطبيقي‌ مي‌شويم‌ واختلاف ‌فقهي‌ ميان‌ نظرات‌ گوناگون‌ يا صحيح‌ دانستن‌ يك‌ حديث‌ وتضعيف‌ حديث‌ ديگر را ازنزديك‌ لمس‌ كنيم‌، مي‌بينيم‌ كه‌ فاصله‌ ميان‌ شيعه‌ وسني‌، همانند فاصله‌ ميان‌ مذهب‌ فقهي‌ابو حنيفه‌ ومذهب‌ فقهي‌ مالك‌ يا شافعي‌ است‌... ما اعتقاد داريم‌ كه‌ همگان‌ در جستجوي‌ حقيقت‌ برابرند، هر چند روشها گوناگون‌اند».26

شيخ‌ محمد غزالي‌ در مصاحبه‌ با يك‌ نشريه‌ اسلامي‌، در پاسخ‌ به‌ سئوالي‌ پيرامون‌نقش‌ وي‌ در جماعت‌ تقريب‌، تصريح‌ مي‌نمايد:

«... آري‌ من‌ جزو همكاران‌ تقريب‌ بين‌ مذاهب‌ اسلامي‌ بوده‌ام‌ ودر جماعت ‌دارالتقريب‌ در قاهره‌، كاري‌ خستگي‌ ناپذير ومداوم‌ انجام‌ داده‌ام‌ وبا شيخ‌ محمد تقي‌ قمي‌وبا شيخ‌ محمد جواد مغينه‌ « رحمه‌ الله» نيز دوستي‌ داشتم‌ و در بين‌ علماء وبزرگان‌ تشيع‌، دوستاني‌ دارم‌، واقعا مي‌خواهم‌ جدايي‌ يا شكاف‌ تلخي‌ كه‌ ميان‌ مسلمانان‌ رايج‌ شده‌ ازميان‌ برود، بويژه‌ در روزهاي‌ بحراني‌ و سقوط‌ كنوني‌ آنان‌».27

دكتر صبحي‌ صالح‌ در كتاب‌ « معالم‌ الشريعه‌» مي‌گويد: « در احاديث‌ امامان‌ شيعه‌ نيز،آنان‌ جز آنچه‌ مطابق‌ سنت‌ پيامبر است‌ روايت‌ نكرده‌اند. وي‌ سپس‌ مي‌افزايد: « سنت ‌پيامبر نزد آنان‌ جايگاهي‌ والا دارد كه‌ در ميان‌ منابع‌ تشريع‌، در مرتبه‌ دوم‌ پس‌ از كتاب‌ خدا قرار دارد».28

دكتر عبدالكريم‌ زيدان‌، يكي‌ از برجسته ‌ترين‌ رجال‌ اخوان‌ المسلمين‌ عراق‌، در كتاب ‌خود مي‌گويد: « دلايل‌ فقهي‌ در مذهب‌ جعفري‌ عبارتند از كتاب‌ ( قرآن‌)، سنت‌ ( پيامبر)، اجماع‌ وعقل‌». وي‌ سپس‌ مي‌گويد: « مذهب‌ جعفري‌ در ايران‌، عراق‌، هندوستان‌، پاكستان‌، لبنان‌، شام‌ و ديگر كشورها وجود دارد، اختلافات‌ ميان‌ فقه‌ جعفري‌ ومذاهب‌ ديگر، بيشتر از اختلاف‌ ميان‌ هر مذهب‌ سني‌ با ديگري‌ نيست‌، ولي‌ مذهب‌ جعفري‌ درباره‌ مسائل‌ بسيار اندك‌ كه‌ راجع‌ به‌ آن‌ سخن‌ گفته‌ايم‌، راهي‌ جداگانه‌ رفته‌ است‌ كه‌ شايد جايز بودن‌ ازدواج‌ متعه‌ ـ يعني‌ ازدواج‌ موقت‌ ـ در مذهب‌ جعفري‌ و عدم‌ جواز آن ‌در مذاهب‌ اهل‌ سنت‌، مشهورترين‌ آنها باشد».29

شيخ‌ بزرگوار، امام‌ محمد ابوزهره‌، در كتاب‌ تاريخ‌ مذاهب‌ اسلامي‌ مي‌گويد:« بي‌ترديد شيعه‌ يك‌ فرقه‌ اسلامي‌ است‌، البته‌ اگر « سبائيه‌» كه‌ علي‌ را خدا دانسته‌اند ومانند آنها را كنار بگذاريم‌ ـ وچنانكه‌ معروف‌ است‌، اثني‌ عشريه‌، سبائيه‌ را كفر مي‌دانند و ابن‌ سبنا را موجودي‌ موهوم ‌ و پنداري‌ مي‌شمارند ـ بي‌ترديد تمام‌ آنچه‌ شيعه‌ به‌ آن‌ قائل ‌است‌، به‌ يك‌ نص‌ قرآني‌ يا حديث‌ منسوب‌ به‌ پيامبر، مربوط‌ مي‌شود». وي‌ سپس ‌مي‌گويد: « آنها به‌ همسايگان‌ سني ‌شان‌ مهر مي‌ورزند و از آنها دوري‌ نمي‌جويند».30

شيخ‌ ابوزهره‌ در كتاب‌ ارزش‌ ديگر خود درباره‌ زندگي‌ امام‌ صادق‌(ع‌) مي‌گويد: «مااگر به‌ كتاب‌ اصول‌ برادران‌ اثني‌عشري‌ خود رجوع‌ كنيم‌، مي‌بينيم‌ كه‌ آنها به‌ كتاب‌ وسنت‌وعقل‌ واجماع‌ تكيه‌ مي‌كنند». وسپس‌ در همان‌ كتاب‌ ضمن‌ بررسي‌ مسئله‌ امام‌ مي‌گويد:« اگر برادران‌ ما ـ اثني‌ عشريه‌ ـ امامت‌ را امري‌ اعتقادي‌ مي‌دانند وآن‌ را از نظر تاريخي‌ به‌شكلي‌ كه‌ بيان‌ كرده‌اند رده‌ بندي‌ مي‌كنند، آنان‌ در اصل‌ توحيد ورسالت‌ محمدي‌ با ماهمراهند وما مصرانه‌ از آنان‌ خواهش‌ داريم‌ كه‌ عدم‌ پذيرش‌ اين‌ بخش‌ از اعتقادات‌ ازسوي‌ ما را موجب‌ نقصان‌ ايمان‌ يا موجب‌ گناهكار بودن‌ ما، نشمارند و سرانجام‌ اين‌ سخن‌ راستين‌ را به‌ زبان‌ مي‌آوريم‌ كه‌ ديگر اختلافي‌ ميان‌ ما و برادران‌ اثني‌عشري‌ مانمانده‌ است‌، بجز آن‌ اختلاف‌ نظري‌ ـ تاريخي‌ كه‌ در عمل‌ جايگاهي‌ ندارد وبيشتر به‌اختلاف‌ بر سر رويدادهاي‌ تاريخ‌ مربوط‌ است‌ والبته‌ به‌ نظريه‌ امامت‌ از سوي‌ مومنان‌ ارج ‌گذارده‌ مي‌شود واين‌ اختلاف‌ آسان‌ است‌ وبا اختلاف‌ نظر مورخان‌ در بيان‌ رويدادها ونگرش‌ به‌ آنها، شباهت‌ دارد واختلاف‌ در اعتقاد نيست‌».31

در كتاب‌ « اسلام‌ بلا مذاهب‌»، دكتر مصطفي‌ شكعه‌ پژوهشگر مسلمان‌ مي‌نويسد:« اماميه‌ اثني‌ عشري‌ جمهور شيعيان‌ هستند كه‌ در ميان‌ ما زندگي‌ مي‌كنند و رابطة‌ گذشت ‌وتلاش‌ در جهت‌ تقريب‌ بين‌ مذاهب‌، آنها را به‌ ما ( اهل‌ سنت‌) پيوند مي‌دهد، زيراجوهره‌ دين‌ يكي‌ است‌ ولب‌ آن‌ اصالت‌ دارد و اجازه‌ جدايي‌ را نمي‌دهد». وي‌ سپس ‌راجع‌ به‌ اين‌ فرقه‌ كه‌ امروزه‌ اكثريت‌ جمعيت‌ ايران‌ را تشكيل‌ مي‌دهند وروش‌ اعتدالي‌آنان‌، مي‌گويد: « آنان‌ از گفتارهايي‌ كه‌ بر زبان‌ پاره‌اي‌ از فرقه‌ها آمده‌ است‌، بيزاري ‌مي‌جويند وآن‌ را كفر و گمراهي‌مي‌شمارند».32

شيخ‌ حسن‌ ايوب‌ در كتاب‌ « تبسيط‌ العقائد....» مي‌گويد: « شيعه‌، قديمي‌ ترين‌ فرقه‌هاي‌ اسلامي‌ است‌» و: « شيعيان‌ به‌ يك‌ درجه‌ نبودند، در بين‌ آنها افراد عالي‌ و معتدل‌وجود دارند، ميانه‌ روها به‌ ترجيح‌ علي‌ (ع‌) بر ساير اصحاب‌ بدون‌ متهم‌ كردن‌ كسي‌ به‌ كفر يا فسق‌، بسنده‌ كرده‌اند.»33

شيخ‌ سعيد حوي‌ در كتاب‌ « الاسلام‌» درباره‌ تقسيم‌ بنديهاي‌ اداري‌ در « دار الاسلام‌» در دوران‌ گسترش‌ و سلطة‌ آن‌، مي‌نويسد: « واقعيت‌ عملي‌ اين‌ است‌ كه‌ جهان‌ اسلام‌ ازمذاهب‌ فقهي‌ تشكيل‌ شده‌ است‌. هر مذهب‌ يا مذاهب‌ اعتقادي‌ در منطقه‌اي‌ غلبه‌ دارد، و در برابر اين‌ واقعيت‌ آيا اشكال‌ شرعي‌ وجود دارد كه‌ مانع‌ از توجه‌ به‌ اين‌ معاني‌ درتقسيم‌ بنديهاي‌ اداري‌ مي‌شود؟ منطقه‌اي‌ كه‌ زبان‌ و مذهب‌ واحدي‌ دارد، داراي‌ ايالت ‌مي‌شود و منطقه‌ شيعي‌ نشين‌ داراي‌ ايالت‌ باشد و منطقه‌ داراي‌ مذهب‌ فقهي‌ يكسان ‌داراي‌ ايالت‌ ديگر؟ و هر ايالت‌ حكمرانان‌ خود را از همانجا انتخاب‌ مي‌كند و در عين‌ حال‌ تسليم‌ حكومت‌ مركزي‌، يعني‌ خليفه‌ مي‌شود.»34

صفحات -> 1 - 2 - 3



تمامی حقوق سایت برای دفتر حفظ و نشر آثار و اندیشه های استاد سید هادی خسروشاهی (ره) محفوظ است