اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلي آبائِهِ في هذِهِ السّاعَهِ وَفي كُلِّ ساعَهٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَناصِراً وَ دَليلاًوَ عَيْناً حَتّي تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً     
 
ويژه نامه
 
ويژه نامه بهاييت
 
 
 
 
 
 
مصاحبه شونده  :  استاد سيدهادي خسروشاهي
موضوع مصاحبه : تاريخي
خلاصه  :  در واقع مكتب اسلام توانست جايگاه خاصي در ميان مطبوعات و نشريات آن دوران پيدا كند بويژه برخلاف اغلب مطبوعات تهران و شهرستان ها كه به نحوي در جناح حاكميت قرار داشتند و از لحاظ محتوي هم متأسفانه فاقد اصالت و معنويت بودند، روي همين اصل در هيچ خانواده مذهبي اين نشريات راه نداشت و تنها مكتب اسلام بود كه با بيش از صد هزار تيراژ توانست در ميان خانواده ها راه باز كند و جايگاه ممتازي به دست آورد.


اشاره: حجت‌الاسلام والمسلمین استاد سیدهادی خسروشاهی در گفت‌وگو با مرکز خبر حوزه‌های علمیه ضمن تشریح عملکرد مجله مکتب اسلام، وضعیت انتشار مطبوعات دینی در قم از سال 1313 تا پیدایش مکتب اسلام را تشریح کرد. آنچه می‌خوانید حاصل گفت‌وگوی مرکز خبر حوزه با این عضو باسابقه هیئت تحریریه مکتب اسلام است. علی حاجی

مجله مکتب اسلام، از طرف چه کسانی پایه گذاری شد؟ آیا قبل از مجله مکتب اسلام نشریه دیگری که صبغه حوزوی داشته باشد منتشر می شد؟

قبل از تأسیس و انتشار مجله ماهنامه «درس هایی از مکتب اسلام» که بعدها به نام «مکتب اسلام» معروف شد، از سوی جمعی از فضلای حوزه علمیه قم و با پشتیبانی مادی و معنوی مرحوم آیت الله شریعتمداری، در شهرستان قم, چندین نشریه اعم از مجله و هفته نامه، منتشر می گردید که البته هیچکدام از آن ها وابسته رسمی به حوزه علمیه نبودند، یعنی اصولاً علیرغم اینکه نویسندگان بعضی از آن ها از فضلای حوزه بودند، ولی آن نشریات ارگان حوزه علمیه قم به شمار نمی آمدند.

از جمله آن ها مجله ماهانه «همایون» بود که اولین شماره آن در تاريخ مهر ماه 1313، با سرمايه آقاى محمد همايون پور منتشر شد و آخرين شماره آن در مهرماه 1314 انتشار يافت و در واقع، در مجموع فقط ده شماره از اين مجله به چاپ رسيد.

مجله ديگرى تحت عنوان «راه سلامت» كه يك نشريه فرهنگى ـ بهداشتى ـ علمى بود، بطور ماهانه از تير ماه 1316 شروع به انتشار نمود و توانست فقط 8 شماره در 8 ماه منتشر نماید.

علاوه بر این ها، هفته نامه های استوار و سرچشمه هم مدت مدیدی به عنوان نشریات هفتگی و رسمی شهر «قم»، بطور مرتب و منظم منتشر می شدند و نویسندگان آن دو نیز، گاهی از فضلای حوزه علمیه بودند.

مجله «شعار اسلام»، نیز ضميمه روزنامه استوار بود كه فقط دو شماره از آن منتشر گرديد.

روزنامه كامكار، فرياد قم، پيكار مردان، قيام قم، صداى قم، ارمغان قم، اخبار قم، تمدن قم، آواره، پيام قم، فروزان قم، از جرائد قم بودند كه متأسفانه از اين هفته نامه ها، فقط شماره هاى معدود و محدودى منتشر گرديد و هر كدام پس از مدت كوتاهى به علت عدم استقبال مردم و يا سپرى شدن هدف! ـ كه گاهى براى انتخابات بود ـ همگى تعطيل شدند.

حدود 15 نشريه و روزنامه ديگر نيز ـ در گذشته های دور ـ در قم امتياز گرفتند كه از هيچكدام از آن ها حتى يك شماره هم منتشر نگردید.

این فهرست اسامی نشریات و هفته نامه های قم بود که غیر از «استوار» و «کامکار» و «پیکار مردان» بقیه عمر زیادی نداشتند!.
ولی نشریاتی که قبل از مجله مکتب اسلام در قم منتشر می شد مجله «مجموعه حکمت» بود که نخست به طور «دو هفتگی» و سپس به شکل «ماهانه» منتشر می شد.

آغاز انتشار مجله دوهفتگی «مجموعه حکمت» به سال 1331 بر می گردد که من از «تبریز» ـ و در 15 سالگی ـ مشترک آن شده بودم و گهگاهی مقالاتی کوتاه و با امضای مستعار «س. هـ . تبریزی» برای آن می فرستادم که چاپ می شد. اما نویسندگان اصلی این مجموعه در واقع فضلای معروف حوزه علمیه قم بودند.

کمی درباره «مجموعه حکمت» بیشتر توضیح دهید بویژه این‌که بعضی از فضلای معروف حوزه در آن مقاله می نوشتند؟

«مجموعه حکمت» از سوی برادران برقعی، منتشر می گردید. خاندان برقعی، از سادات معروف و عریق قم هستند. ناشران مجله از این سلسله جلیله بودند و این برادران عبارت بودند از: سید فخرالدین برقعی، سید یحیی برقعی، سید صدرالدین برقعی، سید ناصرالدین برقعی.

این برادران در بازار بزرگ و معروف قم، مرکز توزیع کتاب و لوازم التحریر داشتند و به موازات آن، یک چاپخانه ای هم دایر کرده بودند به نام «چاپخانه حکمت» که ماشین آلات و محل چاپ آن دو تیمچه بزرگ، در طبقه پایین و زیرین ساختمان و بخش اداری و حروفچینی و صحافی آن در طبقه فوقانی محل مزبور قرار داشت.

شاید همۀ مغازه های موجود در این تیمچه فرش فروشی بود و تنها مرکز غیر فرش، همین واحد «چاپخانه حکمت» بود.

البته در آن دوران، حروفچینی کتاب و نشریه با دست انجام می گرفت و عده ای از کارگران در بخش حروفچینی از حروف سربی جای گرفته در «گارسه های ویژه چوبی»، استفاده می کردند و با سرعتی البته کمتر از تایپ و کامپیوتر!، به حروفچینی متون کتاب ها و مقالات مجله ها و یا روزنامه ها مشغول بودند.

اداره چاپخانه حکمت به عهده آقا یحیی و آقا صدرا بود و مسئول اداره کتابفروشی هم حاج آقا فخرالدین و آقا ناصر بودند.

با توجه به امکانات چاپخانه ای که برادران برقعی داشتند از روی انگیزه خدمت به مذهب و فرهنگ، در سال 1331 به فکر چاپ و نشر مجله ای افتادند که جای آن در شهری چون «قم» خالی بود. امتیاز و مجوز نشر مجله «مجموعه حکمت» را مرحوم فخرالدین برقعی اخذ کرده بود و نخستین شماره آن ـ با مدیر مسئولی سید یحیی برقعی ـ در تاریخ 3/2/1331 انتشار یافت. این مجله که در 20 صفحه با کاغذ کاهی، هر دو هفته یک بار چاپ می شد، به قیمت 5/3 (سه ریال و دهشاهی) عرضه می گردید!

اغلب نویسندگان مجله، فضلای معروف آن زمان حوزه علمیه قم بودند که بعدها از اساتید و علما و مراجع و آیات محسوب شدند. اسامی بعضی از آنها که در شماره های مختلف مجله آمده عبارت است از: ابوالقاسم دانش آشتیانی، سید ناصرالدین آرام (مسئول کتابخانه آستانه مقدسه قم) شیخ مجتبی عراقی، شیخ ابوالفضل زاهدی قمی، شیخ مرتضی مطهری، ناصر مکارم شیرازی، محمد واعظ زاده، جعفر سبحانی، حسین نوری، علی دوانی، محمد یزدی، حیدرعلی قلمداران و اینجانب (سید هادی خسروشاهی ـ از تبریز)... که اتفاقاً اغلب آقایان هم، با توجه به شرایط حاکم بر حوزه، از نام مستعار استفاده می کردند!

ترتیب انتشار مجله «مجموعه حکمت» چگونه بود؟ و چه عواملی باعث انتشار آن گردید؟

اشاره کردم که مجله در سال نخست خود، دوهفتگی منتشر می شد. از سال دوم به صورت ماهانه انتشار یافت ولی پس از چند ماه، به علت مشکلات مالی و عدم پرداخت وجه اشتراک، علیرغم درخواست کمک از مشترکین، تعطیل گردید.

بعد از آنکه بنده به قم آمدم، روی همان سابقه آشنایی و همکاری از تبریز، به سراغ آقای فخرالدین برقعی رفتم که مجله را مجدداً منتشر سازند! ایشان علاوه بر مشکلات مالی، از مشکل دریافت مقالات مفید از اساتید شکوه داشتند!.. من قول دادم که مقالات موردنیاز مجله را از فضلای قم و اساتید معروف تهران و شهرستان ها که با آن ها در تماس بودم و ارتباط داشتم، تهیه و جمع آوری کنم... این بود که برادران برقعی به انتشار دوره جدید ـ سال سوم ـ آن اقدام کردند و من هم طبق وعده، مقالات متعددی از دوستان و اساتید قم و تهران، از جمله مرحوم آیت الله طالقانی، استاد مهندس بازرگان، مهندس معین فر، مهندس محمدباقر رضوی و دیگران اخذ کردم که در شماره های دوره جدید، مجله درج گردید و روی همین اصل، آقای فخرالدین برقعی از همان آغاز نشر دوره جدید مجله، از من خواست که سردبیری مجله را به عهده بگیرم و من هم به شرط عدم درج نامم به عنوان سردبیر، با توجه به شرایط حوزه، آن را پذیرفتم و سال سوم مجله و چند شماره از سال چهارم با سردبیری اینجانب انتشار یافت. ولی بعد با توجه به گرایش های عرفانی یا صوفیانه آقای فخرالدین و به علت نشر مقالاتی از دراویش گنابادی و اهل تصوف در مجله، بنده می دانستم که با این روش جدید مجله آن هم از قم، انتشار آن دوام نخواهد آورد و اتفاقاً به همین سبب، مدتی نگذشت که مجله از مقالات نویسندگان اصلی و معروف حوزوی محروم شد و بنده هم کنار رفتم و مجله درواقع موقعیت خود را از دست داد و پس از نشر شماره 8 سال چهارم (در تاریخ: تیرماه 1340)، تعطیل گردید.

متأسفانه برادران برقعی همگی در گذشته اند و از آنها فقط «چاپخانه حکمت» به یادگار مانده است که گویا توسط بعضی از فرزندان آنها اداره می شود و به چاپ و نشر کتب و مجلات اسلامی نهادهای حوزوی، ادامه می دهد.

از چگونگی تأسیس مجله مکتب اسلام بگویید و اینکه توسط چه کسی و با همکاری چه کسانی شکل گرفت؟

مجله «درس هایی از مکتب اسلام» توسط اساتید و فضلای محترم حوزه: آقایان: سید عبدالکریم موسوی اردبیلی، مجدالدین محلاتی، ناصر مکارم شیرازی، جعفر سبحانی، حسین نوری، محمد واعظ زاده خراسانی، سید موسی صدر، سید مرتضی جزائری و علی دوانی پایه گذاری گردید و از سال 1337، انتشار یافت که با توجه به وجهه و معروفیت نویسندگان و گردانندگان آن، با موفقیت همراه شد و آیت الله سید کاظم شریعتمداری، پشتیبان معنوی و واقعی مجله به شمار می رفت و هیئت مالی مجله هم که عمدتاً آذربایجانی و از یاران یا مقلدان ایشان بودند، پشتوانه مالی مجله محسوب می شدند که از آن جمله: حاج مجید پرکار، حاج اسماعیل سیگاری، حاج فرج نعمت زاده، حاج موسى ابريشمچى، حاج سيد مصطفى عالى نسب، حاج ابوالفضل احمدی، حاج کریم انصارین، حاج حسین کاغذیان، حاج بیوک جورابچی، حاج عباسعلی خامه چی، حاج محمد کلاهی و ... بودند.

عکس العمل حوزویان و عامه مردم درباره این نشریه و استقبال از آن چگونه بود؟

واکنش نسل جوان حوزه و علمای روشن بین و دوراندیش، بسیار مثبت و تشویق کننده بود، البته عامه مردم ایران، در سراسر کشور از آنجایی که محافل مذهبی عموماً، فاقد یک نشریه مفید و ارزشمند و پرمحتوی بودند، از انتشار مجله استقبال خوبی بعمل آوردند و در مراحل نخستین هم اصولاً توزیع و فروش مجله، «مردمی» بود. یعنی مساجد و هیئت ها و مراکز فرهنگی مذهبی پایگاه نشر آن بود و بدین ترتیب مجله از توزیع وسیع و خوبی برخوردار بود و به همین دلیل هم تیراژ آن به سرعت افزایش یافت.

من بخاطر دارم که اول هر ماه که مجله منتشر می گردید، بنده همراه زنده یاد علی حجتی کرمانی، حدود یک صد نسخه از آن را برای عرضه به دانشجویان، به مسجد هدایت که امامت آن به عهدۀ آیت الله طالقانی بود ـ در خیابان اسلامبول تهران ـ می بردیم و به نگهبان مسجد می سپردیم و چون قیمت مجله هم فقط ده ریال بود، موقع مراجعت می دیدیم که تمام نسخ آن به فروش رفته و نگهبان مسجد هم پول کامل آن ها را یکجا تحویل می داد. این البته نشان دهنده نوع استقبال دانشجویان و افراد با گرایش ها و سلیقه های گوناگون بود.

متأسفانه همزمان، گروهی از متحجرین! و افراد متعلق به دوران پیشین! در حوزه به مخالفت پرداختند و در این اخلال و تخریب، تا آنجا پیش رفتند که مدعی شدند طلبه ها دیگر درس نمی خوانند! و همه «روزنامه نویس»! شده اند... و نزدیک بود که ذهن مرحوم آیت الله بروجردی را که پس از وساطت ها با نشر مجله مکتب اسلام موافقت کرده بود، مشوب سازند و مانند تعطیل نمودن درس فلسفه مرحوم علامه بزرگوار، سید محمد حسین طباطبایی از انتشار مجله نیز جلوگیری کنند!.

اما فعالیت و اقدامات اعضا مکتب اسلام بویژه امام موسی صدر و مرحوم علی دوانی و دیگر افاضل که در نزد آیت الله بروجردی محترم و محبوب بودند، این اخلاق و تخریب خاتمه یافت و مجله به انتشار خود ادامه داد و با توجه به محتوای آن که اغلب بحث هایی در زمینه تفسیر و حدیث و کلام و تاریخ بود، کم کم مخالفت ها فروکش کرد و مجله به پیشرفت خود ادامه داد تا آنجا که تیراژ آن به بیش از یک صد هزار نسخه رسید که در آن دوران این رقم در میان کل مطبوعات کشور، بی سابقه بود.

در واقع مکتب اسلام توانست جایگاه خاصی در میان مطبوعات و نشریات آن دوران پیدا کند بویژه که برخلاف اغلب مطبوعات تهران و شهرستان ها که به نحوی در جناح حاکمیت قرار داشتند و از لحاظ محتوی هم متأسفانه فاقد اصالت و معنویت بودند، روی همین اصل در هیچ خانواده مذهبی این نشریات راه نداشتند و تنها مکتب اسلام بود که با بیش از صد هزار تیراژ توانست در میان خانواده ها راه باز کند و جایگاه ممتازی به دست آورد.

مجله همکاران دیگری هم غیر از اساتیدی که نام بردید داشت؟

افاضلی که بنده نام بردم در واقع مؤسسین اصلی مکتب اسلام بودند که هدف اصلی آن ها فقط نشر یک مجله نبود بلکه برنامه های فرهنگی وسیعی داشتند که قرار بود تحت عنوان این سازمان یا مؤسسه ـ مکتب اسلام ـ انجام پذیرد.

البته اساتید و دانشمندان دیگری هم به تدریج به عنوان افراد و شخصیت های مستقل غیر وابسته به سازمان مکتب اسلام، مقالاتی در مجله می نوشتند که اسامی بعضی از آن ها ـ که به خاطرم مانده ـ عبارت است از آیات عظام و حجج اسلام آقایان: علامه سید محمدحسین طباطبایی، لطف الله صافی گلپایگانی، سید موسی شبیری زنجانی، محمد موحدی لنکرانی، علی احمدی میانجی، احمد آذری قمی، سید مهدی روحانی، حسین شب زنده دار، شهاب الدین اشراقی، محمد جواد باهنر، عبدالمجید رشیدپور، سید غلامرضا سعیدی و... یعنی این بزرگان عضو هیئت تحریریه و مؤسس نبودند، اما با مجله همکاری داشتند و گهگاهی مقالاتی می نوشتند که در مجله درج می شد.

پس از کناره گیری و یا استعفای جمعی از آقایان، اداره تحریریه مجله به چه صورتی در آمد؟

کناره گیری یا سفر بعضی از اساتید و بزرگان به تهران، مشهد، شیراز و لبنان، البته برای مجله سنگین بود، ولی چون نشر مجله یک اقدام جمعی بود و به «فرد» خاصی وابسته نبود، همچنان به راه خود ادامه داد و به نظرم از سال سوم انتشار، گروه دیگری از فضلا به عنوان «هیئت تحریریه فرعی» در کنار «هیئت تحریریه اصلی» که در آن ایام فقط چهار نفر از آنان حضور داشتند ـ ناصر مکارم شیرازی، جعفر سبحانی، حسین نوری، علی دوانی ـ به یاری مجله شتافتند و فارغ البال تر از دوستان دیگر، به نوشتن مقالات جدید در زمینه های مختلف پرداختند.

اعضاء این گروه عبارت بودند از: عباسعلی عمید زنجانی، حسین حقانی زنجانی، زین العابدین قربانی، محمد مجتهد شبستری، علی حجتی کرمانی، رضا گلسرخی کاشانی و اینجانب سید هادی خسروشاهی.

البته بنده قبل از عضویت رسمی در هیئت دوم هم در واقع از سال دوم مجله، با آن همکاری داشتم و مقالاتی با امضای مستعار: س . هدی، ثائر! درباره مسائل جهان اسلام در آن می نوشتم.

پس از چند سال، برای تکمیل کادر مجله و به علت اشتغالات گوناگون اعضاء اصلی و فرعی مجله، دوستان و فضلای دیگری به عضویت تحریریه مجله پیوستند که عبارت بودند از آقایان: داود الهامی، مهدی پیشوایی، عبدالرحیم عقیقی بخشایشی، یعقوب جعفری، کامل خیرخواه، هادی دوست محمدی، علی اکبر حسنی و شهید سید محمد کاظم دانش.

این دوستان را شاید بتوانیم بگوییم که «نسل سوم» هیئت علمی یا تحریری مجله بودند ولی همزمان، اساتید دیگری نیز از تهران و تبریز و اصفهان و... با مجله همکاری داشتند که از آن جمله بودند آقایان: سید مجتبی موسوی لاری، دکتر احمد بهشتی، صدرالدین بلاغی، سید غلامرضا سعیدی، دکتر منصور اشرفی، دکتر ابوتراب نفیسی، دکتر احمد صبور اردوبادی، دکتر علی پریور، مهندس ذبیح الله دبیر، دکتر علی اکبر شهابی، محمود حکیمی و احمد راد و...

0/5 امتياز (0)
نظرات
نام
نام خانوادگي
نشاني پست الكترونيكي
متن